خانه / هوش مصنوعی (AI) / تفاوت اساسی بین هوش مصنوعی (AI) و هوش عمومی مصنوعی (AGI)

تفاوت اساسی بین هوش مصنوعی (AI) و هوش عمومی مصنوعی (AGI)

تفاوت اساسی بین هوش مصنوعی (AI) و هوش عمومی مصنوعی (AGI)

نویسنده:

انتشار:

به‌روزرسانی:

تعداد نظرات: 0

زمان مطالعه: 7 دقیقه

هوش مصنوعی (AI) امروزه به نیرویی تحول‌آفرین تبدیل شده که از حوزه‌ سلامت گرفته تا مالی، در حال دگرگون‌کردن صنایع مختلف است. با این حال، تفاوت بین هوش مصنوعی و هوش مصنوعی عمومی همیشه به‌درستی درک نمی‌شود و همین موضوع باعث سردرگمی در میان مردم شده است. هوش مصنوعی فعلی برای انجام وظایف مشخص طراحی شده و در همان زمینه‌ها عملکردی عالی دارد، اما هوش مصنوعی عمومی (AGI) هنوز وجود خارجی ندارد. AGI مفهومی نظری است که در صورت تحقق، می‌تواند هر فعالیت ذهنی را که یک انسان قادر به انجام آن است، در طیف گسترده‌ای از وظایف انجام دهد.

در ادامه، کمی عمیق‌تر به موضوع می‌پردازیم؛ انواع مختلف هوش مصنوعی موجود را بررسی می‌کنیم، محدودیت‌های آن‌ها را می‌شناسیم و سپس تفاوت آن‌ها را با مفهوم گسترده‌تر و نظری AGI مرور خواهیم کرد.

بررسی انواع مختلف هوش مصنوعی

هوش مصنوعی طیف گسترده‌ای از فناوری‌ها را در بر می‌گیرد که هر کدام توانایی‌ها و کاربردهای خاص خود را دارند. برای درک بهتر نقش و محدودیت‌های آن، بیایید دسته‌های اصلی را مرور کنیم.

۱- هوش مصنوعی سنتی

هوش مصنوعی سنتی

Traditional AI یا همان هوش مصنوعی سنتی که گاهی از آن با عنوان «هوش مصنوعی قاعده‌محور» یاد می‌شود، بر پایه‌ الگوریتم‌هایی عمل می‌کند که مجموعه‌ای از قوانین از پیش تعریف‌شده را برای حل یک مسئله دنبال می‌کنند. نمونه‌های کلاسیک آن شامل موتورهای شطرنج مبتنی بر منطق یا سیستم‌های تصمیم‌گیری ساده در فرایندهای خودکار هستند.

این نوع سیستم‌ها از تجربه‌های گذشته یاد نمی‌گیرند؛ تنها در چارچوبی ثابت از دستورات از پیش تعیین‌شده عمل می‌کنند. برای مثال، در سیستم‌های بانکی قدیمی از این نوع هوش مصنوعی برای کارهایی مثل دسته‌بندی تراکنش‌ها یا پاسخ‌گویی به پرسش‌های ساده استفاده می‌شد؛ بدون آن‌که قابلیت یادگیری یا بهبود عملکرد در طول زمان داشته باشند.

۲- یادگیری ماشین (ماشین لرنینگ)

یادگیری ماشین

یادگیری ماشین (Machine Learning) یکی از زیرشاخه‌های پویای هوش مصنوعی است که شامل سیستم‌هایی می‌شود که می‌توانند از داده‌ها یاد بگیرند و خود را با آن تطبیق دهند. این حوزه به‌طور کلی به دو دسته‌ اصلی تقسیم می‌شود: یادگیری نظارت‌شده و یادگیری بدون نظارت.

در یادگیری نظارت‌شده (Supervised Learning)، سیستم با استفاده از داده‌هایی آموزش می‌بیند که پاسخ‌های درست آن‌ها از پیش مشخص است. برای مثال، فیلترهای اسپم ایمیل از این نوع یادگیری استفاده می‌کنند تا با بررسی داده‌های مربوط به ایمیل‌های اسپم و ایمیل‌های واقعی، دقت خود را در شناسایی هر دسته افزایش دهند.

در مقابل، در یادگیری بدون نظارت (Unsupervised Learning)، سیستم بدون آن‌که داده‌ها دارای برچسب یا پاسخ مشخصی باشند، سعی می‌کند الگوها و روابط پنهان میان داده‌ها را کشف کند. یکی از نمونه‌های رایج آن در بازاریابی دیده می‌شود، جایی که الگوریتم‌ها برای بخش‌بندی مشتریان (Customer Segmentation) به‌کار می‌روند تا گروه‌های طبیعی و الگوهای رفتاری مشابه را در داده‌های کاربران شناسایی کنند.

۳- یادگیری تقویتی

یادگیری تقویتی

نوع دیگری از هوش مصنوعی به نام یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning) وجود دارد که بر پایه‌ آزمون و خطا عمل می‌کند. در این روش، سیستم با دریافت بازخورد از نتایج عملکرد خود، به‌تدریج بهترین تصمیم را برای هر موقعیت یاد می‌گیرد. یادگیری تقویتی در محیط‌های پویا و پیچیده کاربرد زیادی دارد؛ از جمله در بازی‌های ویدیویی که هوش مصنوعی یاد می‌گیرد چگونه در فضا حرکت کند یا با بازیکن رقابت کند و در دنیای واقعی مانند خودروهای خودران که باید رفتار خود را بر اساس شرایط متغیر ترافیک تطبیق دهند.

۴- هوش مصنوعی مولد

هوش مصنوعی مولد

Generative AI یا هوش مصنوعی مولد یکی از پیشرفته‌ترین دستاوردهای هوش مصنوعی است که به ماشین‌ها توانایی تولید محتوا را می‌دهد؛ از تصاویر و موسیقی واقع‌گرایانه گرفته تا متن‌های کامل و منسجم.

با این حال، این سیستم‌ها معمولا درک واقعی از محتوایی که تولید می‌کنند ندارند. همین مسئله باعث بروز خطاهایی موسوم به توهم (Hallucination) می‌شود؛ حالتی که در آن، مدل برای پر کردن خلاهای دانشی خود، اطلاعات نادرست یا بی‌معنا تولید می‌کند.

نمونه‌ شناخته‌شده‌ای از کاربرد این نوع هوش مصنوعی، ویدیوهای دیپ‌فیک (Deepfake) هستند؛ جایی که مدل‌های مولد، تصاویر و صداهایی بسیار واقعی اما ساختگی می‌سازند؛ به‌طوری که تشخیص واقعیت از جعل در آن‌ها به‌سختی ممکن است.

بررسی محدودیت‌های هوش مصنوعی‌های امروزی

با وجود پیشرفت‌های چشمگیر، فناوری‌های هوش مصنوعی همچنان محدودیت‌های قابل‌توجهی دارند. هر سیستم AI تنها در حوزه‌ای مشخص عملکرد درخشانی دارد؛ مثلا یک مدل مولد برای خلق آثار هنری یا یک مدل یادگیری ماشین برای تشخیص تقلب در حوزه مالی. اما زمانی که از آن‌ها خواسته می‌شود وظایفی خارج از محدوده‌ اولیه‌شان انجام دهند، معمولا نیاز به آموزش مجدد یا بازطراحی کامل دارند.

علاوه بر این، کارایی یادگیری ماشین به کیفیت داده‌های آموزشی وابسته است. داده‌های ناقص یا دارای سوگیری می‌توانند به نتایج نادرست یا حتی تبعیض‌آمیز منجر شوند؛ مسئله‌ای که در برخی فناوری‌های تشخیص چهره به‌وضوح مشاهده شده است.

در یادگیری تقویتی (Reinforcement Learning)، اگر سیستم پاداش‌دهی به‌درستی طراحی نشده باشد، الگوریتم ممکن است رفتارهایی غیرمنتظره یا ناکارآمد یاد بگیرد؛ رفتارهایی که با اهداف واقعی در دنیای بیرون هم‌راستا نیستند.

در مورد هوش مصنوعی مولد (Generative AI) هم، با وجود توانایی آن در تولید محتوای خلاقانه و ظاهراً طبیعی، همچنان فاقد درک زمینه و مفهوم واقعی محتواست. همین موضوع باعث بروز توهمات هوش مصنوعی می‌شود؛ حالتی که در آن مدل، اطلاعات نادرست اما به‌ظاهر منطقی می‌سازد. این خطاها را می‌توان در متون تولیدشده توسط AI دید، مانند مقاله‌ها یا روایت‌های تاریخی که با وجود جذاب بودن، حاوی جزئیات نادرست یا ساختگی هستند.

این محدودیت‌ها به چالشی عمیق‌تر در مسیر توسعه‌ هوش مصنوعی اشاره دارند: پل زدن میان توانایی‌های فعلی AI و شهود و انعطاف‌پذیری انسان.

هدف نهایی پژوهشگران، ارتقای درک هوش مصنوعی از زمینه و مفهوم (Context) و تقویت توانایی آن در تعمیم‌دادن آموخته‌ها به موقعیت‌های جدید است؛ قابلیتی که انسان‌ها به‌صورت طبیعی در اختیار دارند. رسیدن به چنین سطحی از درک و انطباق، می‌تواند هوش مصنوعی را یک گام دیگر به شیوه‌ پیچیده و شهودی تفکر انسانی نزدیک‌تر کند.

هوش مصنوعی عمومی (AGI) چیست؟

هوش مصنوعی عمومی

هوش مصنوعی عمومی (Artificial General Intelligence) یا به‌اختصار AGI به نوعی از هوش مصنوعی اشاره دارد که توانایی درک و یادگیری هر نوع فعالیت ذهنی را که انسان قادر به انجام آن است، دارا باشد. به عبارت دیگر، AGI تلاشی است برای ساخت ماشینی که بتواند توانایی‌های شناختی مغز انسان را تقلید کند.

علاوه بر ویژگی‌های اصلی که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد، سیستم‌های AGI دارای چند ویژگی کلیدی هستند که آن‌ها را از دیگر انواع هوش مصنوعی متمایز می‌کند:

  • توانایی تعمیم

AGI می‌تواند دانشی را که در یک حوزه آموخته، به حوزه‌ای دیگر منتقل کند و در موقعیت‌های جدید و ناآشنا نیز به‌طور موثری عمل کند.

  • دانش شهودی

AGI دارای درکی گسترده از جهان است؛ شامل حقایق، روابط، و هنجارهای اجتماعی که به آن اجازه می‌دهد با تکیه بر فهم عمومی، استدلال کرده و تصمیم‌گیری کند.

تحقیقات در زمینه‌ AGI نیازمند همکاری میان‌رشته‌ای در حوزه‌هایی مانند علوم کامپیوتر، عصب‌پژوهی و روان‌شناسی شناختی است. پیشرفت در این علوم، به‌تدریج درک ما از هوش انسانی و مسیر توسعه‌ AGI را شکل می‌دهد. در حال حاضر، AGI هنوز در مرحله‌ نظری قرار دارد و به‌عنوان هدف نهایی پژوهشگران و مهندسان حوزه‌ هوش مصنوعی در نظر گرفته می‌شود.

کاربردهای بالقوه‌ هوش مصنوعی عمومی (AGI)

کاربردهای هوش مصنوعی عمومی

توسعه و به‌کارگیری هوش مصنوعی عمومی می‌تواند مزایای فراوانی برای جامعه به همراه داشته باشد. یکی از مهم‌ترین آن‌ها، توانایی حل مسائل پیچیده‌ای است که در حال حاضر فراتر از توان انسان‌ها قرار دارد؛ قابلیتی که می‌تواند حوزه‌هایی مانند سلامت و مقابله با تغییرات اقلیمی را متحول کند.

علاوه بر این، AGI می‌تواند با خودکارسازی و بهینه‌سازی فرایندها، بهره‌وری و کارایی را در صنایع مختلف به‌شکل چشمگیری افزایش دهد. این افزایش بهره‌وری می‌تواند زمان انسان را برای انجام فعالیت‌های خلاقانه‌تر و رضایت‌بخش‌تر آزاد کند.

در حوزه‌ سلامت، AGI توان بالقوه‌ای برای تحول در تشخیص، برنامه‌ریزی درمان و کشف داروهای جدید دارد که در نهایت می‌تواند نتایج درمانی و کیفیت زندگی انسان‌ها را بهبود دهد. به‌طور مشابه، در آموزش، AGI می‌تواند تجربه‌های یادگیری شخصی‌سازی‌شده و موثرتری ایجاد کند که آموزش را برای همه در دسترس‌تر و کارآمدتر سازد.

همچنین، سیستم‌های کنترل‌شده توسط AGI می‌توانند ایمنی در حوزه‌هایی مانند حمل‌ونقل را افزایش دهند؛ برای مثال از طریق خودروهای خودران که باعث کاهش تصادفات و ارتقای رفاه عمومی می‌شوند. در کنار این‌ها، دستیارهای مجازی و چت‌بات‌های هوشمند مبتنی بر AGI می‌توانند پشتیبانی و خدمات شبانه‌روزی ارائه دهند و زندگی روزمره را آسان‌تر کنند.

در نهایت، AGI می‌تواند زمینه‌ساز موجی از نوآوری و خلاقیت بی‌سابقه شود که پیشرفت‌های فناورانه و اجتماعی بزرگی را در پی خواهد داشت.

چشم‌انداز نظری هوش مصنوعی عمومی (AGI)

در تضاد کامل با کاربردهای محدود هوش مصنوعی‌های امروزی، هوش مصنوعی عمومی (AGI) نماد اوج نظری این فناوری است. برخلاف مدل‌های فعلی که در یک حوزه‌ خاص تخصص دارند، AGI در نظریه می‌تواند درک و استدلال در طیف وسیعی از وظایف انسانی را انجام دهد. چنین سامانه‌ای نه‌تنها رفتار انسان را تقلید یا پیش‌بینی می‌کند، بلکه قادر است در موقعیت‌های گوناگون بیاموزد، استدلال کند و تصمیم بگیرد؛ از فعالیت‌های خلاقانه گرفته تا حل مسائل پیچیده.

برای دستیابی به چنین سطحی از هوش، تنها هوشمندی کافی نیست؛ بلکه نیاز به درک احساسی و آگاهی از زمینه نیز وجود دارد؛ دو ویژگی که انسان‌ها را در تعامل با جهان متمایز می‌کند.
این نوع هوش در صورت تحقق، می‌تواند وظایف متنوع و پیچیده‌ای را که نیازمند خلاقیت، هوش هیجانی و تفکر چند‌بعدی هستند مدیریت کند؛ قابلیتی که هنوز بسیار فراتر از دسترس هوش مصنوعی‌های امروزی است.

با این حال، مسیر رسیدن به AGI با چالش‌های بنیادینی همراه است. ساخت ماشین‌هایی که واقعا بتوانند جهان را مانند انسان درک و با آن تعامل کنند، تنها به پیشرفت‌های فنی در یادگیری ماشین وابسته نیست؛ بلکه نیازمند درک عمیق‌تری از ماهیت خودِ هوش انسانی است. در حال حاضر، هیچ‌یک از مدل‌های موجود قادر نیستند به‌طور کامل مفهوم زمینه یا شناخت جهان واقعی را درک کنند؛ درکی که انسان به‌طور طبیعی و بی‌وقفه در زندگی روزمره از آن استفاده می‌کند.

با پیشرفت مداوم فناوری، درک تفاوت بنیادی میان AI و AGI اهمیتی حیاتی پیدا می‌کند. در حالی که هوش مصنوعی امروزه با خودکارسازی و بهینه‌سازی، زندگی و کار ما را کارآمدتر کرده است، ظهور AGI می‌تواند تحولی بنیادین در توانایی ماشین‌ها و حتی در تعریف «انسان بودن» رقم بزند.

جمع‌بندی

هوش مصنوعی امروز توانسته بسیاری از جنبه‌های زندگی و کار ما را دگرگون کند اما هنوز تنها بخشی از مسیر بلند رسیدن به درک واقعی از هوش انسانی است.

هوش مصنوعی عمومی (AGI) نمایانگر آینده‌ای است که در آن ماشین‌ها می‌توانند مانند انسان‌ها بیاموزند، استدلال کنند و با محیط سازگار شوند؛ هدفی که دستیابی به آن، هم چالشی فنی است و هم پرسشی اخلاقی.

شناخت تفاوت میان AI و AGI برای توسعه‌دهندگان اهمیت زیادی دارد؛ چون مسیر طراحی مسئولانه و آینده‌نگرانه‌ سیستم‌های هوشمند از همین درک آغاز می‌شود.

 

منابع

forbes.com | cloud.google.com 

سوالات متداول

هوش مصنوعی امروزی برای انجام وظایف خاص طراحی شده است، در حالی که AGI در نظریه می‌تواند مانند انسان در حوزه‌های مختلف یاد بگیرد، استدلال کند و تصمیم بگیرد.

خیر، AGI هنوز در مرحله‌ی نظری است و هیچ سامانه‌ای تاکنون به سطح درک و انعطاف‌پذیری انسانی نرسیده است.

خیر، این مدل‌ها در دسته‌ هوش مصنوعی محدود (Narrow AI) قرار می‌گیرند. آن‌ها توانایی گفت‌وگو و تولید محتوا دارند اما درک واقعی از معنا و زمینه ندارند.

فرصت‌های شغلی

ایجاد محیطی با ارزش های انسانی، توسعه محصولات مالی کارامد برای میلیون ها کاربر و استفاده از فناوری های به روز از مواردی هستند که در آسا به آن ها می بالیم. اگر هم مسیرمان هستید، رزومه تان را برایمان ارسال کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *